تبلیغات
جا مونده



قالب وبلاگ
با سلام خدمت همه ی رفقای عزیز
این یه دعوت نامه ی رسمی به شیوه ای نوین هست
بنده از همین جا شایعات اخیر را شدیدا تایید میکنم و اقرار میکنم که داریم قاطی مرغا میشیم و چون مراسم جنوب(همون جایی که هر سال بچه ها رو میبردیم اردو) برگزار میشه، دوستانی که تمایل و توانایی حضور دارن خبر بدن.
مراسم 25 اردیبهشت

[ دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 ] [ 21:37 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
با دیدن این تصویر فقط باید بگم شرمنده که مثل شما ثابت قدم و محکم نبودم
برادر باز هم پیمان می بندم
دوست داشتم فرصت می شد و این عکس رو قاب میکردم و توی اتاقم می گذاشتم
فکر کنم رفقایی که توی زمستون بدون دستکش گاهی مجبور شدن موتورسواری کنن گوشه ای از این حس رو درک کنن و متوجه بشن که این رزمنده چه حالی داره

دستان یخ زده یک مدافع حرم

یخ و تاول زدن انگشتان دست یکی از رزمندگان در مرزهای سوریه

لینک توضیحات و تصاویر(+)

[ شنبه 27 دی 1393 ] [ 22:26 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
مشغله روزانه اون قدر درگیرم کرده که فرصتی/حالی واسه نوشتن نمونه، الان که نگاه میکنم از آخرین مطلبم حدود شش ماهی میگذره، منی که تقریبا هفته ای چند مطلب می گذاشتم. توی این مدت شش ماه خیلی اتفاقای خوب و بد (البته از دید ما بد) رخ داده، بعضی از بچه ها بی خبر قاطی مرغا شدن، بعضی هم ارشد قبول شدن که از همین جا به همه تبریک میگم.
حدود چهار ماهی میشه که خدمت مقدس سربازیمون هم تموم شده، دورانی که با به سرقت رفتن جناب محترم موتور خاتمه یافت؛ آخی دلمم واسش تنگ شده، یعنی کجاس الان؟ سرقتی که بعضی از دوستان میدونن مثل اینکه ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست در دست هم داده بودن که رخ بده که مفصله .
اگه تا حالا دزد ندیدین عکس های دزدان محترم رو میذارم که ببینید این عالیجنابان دزد شاخ و دم ندارن و خیلی هم خوش عکسن















طبقه بندی: روزنوشت های سردار اسلام(لیسانس وظیفه)، روز نوشت های موتوری،
[ جمعه 26 دی 1393 ] [ 16:47 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
اگر نیم نگاهی به تقویم انداخته باشید، حتما متوجه شدید که 21 تیرماه به نام روز عفاف و حجاب نام گذاری شده. نمی دونم چه مدت زمان از طول روز رو در سطح شهر هستید، اما خود من به واسطه کارم ساعات زیادی از روز رو توی سطح شهر هستم و وضعیت عفاف و حجاب رو افتضاح می بینم، هر چند فکر نمیکنم بر کسی پوشیده باشه که توی جامعه، مجتمع های تجاری( تجارت کالا- یا...)، کافی شاپ ها، خیابون ها، ماشین ها ووو چه میگذره؛ روز به روز هم داره بدتر میشه و کسی نیست که کاری بکنه، گشت ارشاد هم که قربونشون برم چیزی نگم بهتره، یعنی واقعا نمی تونن این فاحشه خونه ای که به وسعت سومین حرم اهل بیت و سایر شهرهای کشور اسلامی مون گسترش یافته رو جمعش کنن یا خودشون نمیخوان؟!
البته منم قبول دارم که فقط با اعمال زور و بگیر و ببند این کار شدنی نیست و کار فرهنگی و تربیتی هم لازم داره، اما نمیشه دست روی دست گذاشت و هیچ کاری نکرد تا عده ای با بی قانونی و هنجار شکنی به تمام مقداسات دهن کجی کنن و همه چیز رو زیر پا بگذارن.
اگر به طور دقیق نوع پوشش و رفتار رو مورد بررسی قرار بدیم متوجه خواهیم شد که این روند پیشروی کننده با نظم و برنامه خاصی طرح ریزی و در حال اجراست که هم عفت و حیا رو از بین برده و هم حجاب.
یه روزی فقط مساله روسری و شال بود و چندتا تار مو، الان دیگه فقط چندتا تار مو زیر اون قرار میگیره اونم چون مملکت اسلامیه دیگه (به طرف گفتن تو که روزه نمیگیری چرا سحری میخوری؟ گفت نماز که نخونم، روزه که نگیرم، سحری هم نخورم؟ بابا مگه کافرم؟)
یه روزی مانتوها کاملا پوشیده بود، فقط مسئله بلندی اون بود که تا زیر زانو باشه یا کمی بالاتر، اما الان باید گفت تا بالا یا زیر ناف . لباس ها حداقل قبل تر از این طوری بود که لباس زیر و بدن رو نشون نمی داد، الان جاهایی از لباس که بازه که جای خود، جاهایی از لباس هم که به اصطلاح پوشیدست از بس که تنگ و چسبون هست که به قول یکی از دوستان اگر خالی هم زیر لباس باشه قابل تشخیصه، نمیدوم دیگه اسم این پوشش رو میشه گذاشت لباس یا باید گفت لباس زیر!
مانتوها هم قبلا دکمه ای داشت و تمامی جناح ها رو پوشانده بود، الان که دیگه شده شنل و نه دکمه ای و نه بندی و نه طناب و نه ریسمونی! از لحاظ استتار هم که خیلی دست بالا در نظر بگیریم شاید مجموعا 20 درجه از 360 درجه رو پوشش بده اونم در مجموع و نه به یکجا.
نوع شلوارهای جین پاره پوره هم به کنار رفت تا رسید به ساپورت های نازک و بدن نمایی که حتی می توان رنگ پوست رو از روی آن تشخیص داد، بلندای این ساپورت ها هم یواش یواش آب رفت، امیدوارم که این پیشروی به حد شلوارک و زیر زانو رضایت بده.
در کل دختر/ زنی با این پوشش را با جوکر پاسور مقایسه کنید ببیند تفاوتی دارد یا نه.
گذشته اگر دخترکی رو با پسرکی می دیدی با این وضعیت توصیف شده شکی نداشتی که این دو هیچ نسبت محرمیتی با هم ندارن و پسرک میخواد چند صباحی به غریزش برسه و پس از اون نفر بعدی حالا هر چه بی قید و بندتر بهتر، اما به نازم به غیرت شوهرایی که با همسرشون با این پوشش میان تو خیابون، الحمدلله که ماشین هم شده فضای خصوصی و نه روسری و نه... به همین جا اکتفا میکنم.
"مثل اینکه محرمیت برخی را مثل عقد دختر عمو و پسر عمو در آسمان ها نوشته اند که این طور دسته جمعی در هم می لولند"

پیشنهاد میکنم دوستان اگر برنامه، طرح و ایده ای جهت مقابله با این موضوع دارن مطرح کنن تا روی اون صحبت و کار بشه و وقت بذاریم تا انشاءالله قدم کوچکی بتونیم برداشته باشیم
ضمنا پذیرای نظرات، انتقادات و فحش ها هستم
پ ن1: http://rajanews.com/Detail.asp?id=195586
پ ن2:http://rajanews.com/Detail.asp?id=195575
پ ن3: شلوارهای آب رفته http://rajanews.com/Detail.asp?id=196716

[ شنبه 21 تیر 1393 ] [ 03:20 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
با دیدن این تیتر چه تصوری تو ذهنتون ایجاد میشه؟
این عنوان یک گزارش چند دقیقه ای هست که چند شب پیش در برنامه ی جشن رمضان از شبکه تهران پخش شد، هر کاری کردم جلوی اشکم رو بگیرم نشد که نشد... فقط صورتم رو به سمتی دیگه چرخوندم که کسی متوجه نشه. هیچ توضیح اضافی نمیدم، اگر خواستید خودتون ببینید.
لینک گزارش غیرت شیرین

[ چهارشنبه 18 تیر 1393 ] [ 21:02 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
پسرا بیست و یه  ماه میرن خدمت، اندازه 21 سال خاطره تعریف می کنن!
لامصبا همشونم قهرمان پادگان بودن











سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها
اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره!



طبقه بندی: روزنوشت های سردار اسلام(لیسانس وظیفه)،
[ دوشنبه 16 تیر 1393 ] [ 05:27 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
اللهم رب شهر رمضان...
فرا رسیدن ماه بندگی رو به همه تبریک میگم و از همه التماس دعا دارم
این ماه های آخر خدمت تصمیم گرفتن با نگاه ظنز بیشتری به سربازی نگاه کنم
صوت وبلاگ هم بروز شد * جدیدترین کار حامد زمانی برای امام زمان (عج) *
کلا دقت کردین چندتا از رفقا الان در حال و یا در شرف خدمت هستن، انگار خط شکنی کلا تو خونمونه



***




طبقه بندی: روزنوشت های سردار اسلام(لیسانس وظیفه)،
[ سه شنبه 10 تیر 1393 ] [ 04:36 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
و چه دلگیر است دلتنگی دلم برای دلم

[ چهارشنبه 7 خرداد 1393 ] [ 16:11 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 50 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

تا که دست همه رو خدا گرفت
دل ما بوی امام رضا گرفت

***********************
دلم می خواست من هم مثل تو پرواز می کردم

به روی گنبد آقا پرم را باز می کردم

و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز می کردم

دلم می خواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه می داد

به کام من به دست مهربانش دانه می داد

دلم می خواست پروازی کنم در آسمانش

و یا ای کاش می شد تا شوم نامه رسانش

دلم می خواست تا با عشق مردم،
برایم نذر می کردن گندم...

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون