تبلیغات
جا مونده



قالب وبلاگ
چه حسی داره که یهو گوشیتون از دور خارج بشه و دسترسی به هیچ اطلاعات و شماره ای نداشته باشید؟
ندونی کی زنگ زده، پیام داده و الی آخر

دارد زیارت تو ثواب هزار حج
جانم فدای نام تو یا ثامن الحجج
[ دوشنبه 24 تیر 1392 ] [ 23:39 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
همیشه گفتن ماه رمضون ماه ضیافت و مهمونی خداست، اما خب ما که همش گشنگی و تشنگی دیدیم ازش خب آخه وقتی میگن مهمونی، آدم(!!!) یاد بخور بخور میوفته؛ تا اینکه یکی دو شب پیش واسمون یه پیام اومد که به طور عملی و میدانی پی به این مهمونی بردم
"از اول ماه رمضان نماز مغرب و عشا هر شب و مراسم احیا همراه با افطار و سحری در مهدیه صدرا برگزار می گردد. فاز 1 ابتدای باغشهرها مهدیه صدرا"
آخی چی میشد مسیر ما اون نزدیکیا بود؛ نه یه وقت فکر کنید واسه افطاری و سحری ها، نه؛ واسه نماز جماعتش

[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 22:46 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]

آخر شعبان شد و همون دعای معروف هر ساله:

اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ

و همچنان کوله بار سنگین است، دوستان در این روزهای آخر ماه شعبان از خدا برای هم دیگه طلب مغفرت کنیم، انشاءالله به حق دعای خوبان مهمان خصوصی پروردگار بشیم

ما هم سعی میکنیم حرمت میزبان رو داشته باشیم

اللهم رب شهر رمضان...

(+)


[ یکشنبه 16 تیر 1392 ] [ 23:29 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
امروز به نظرم فرمانده یگان میخواست یه حالی بهمون داده باشه و پیشنهاد رانندگی با کاپرا رو بهم داد، اما قبول نکردم و خودش نشست پشت فرمون
ولی خودمونیما واسه ما که ندید پدیدیم  این کاپرا هم عجب ماشینیه ها، یه چیزی تو مایه های جناب موتور خودم آینه هاش حدودا از بالای شیشه بقیه ماشینا بالاتره و روی سرعت گیرا هم کلی بالا پایین میشه، کلا خوب میشه بین ماشینا در رفت؛ از هایلوکس هم به نظرم بهتره
عکسشم واستون میزارم تا اونایی که از ما ندید پدیدتر هستن ببینن؛ البته توی ناحیه هم یکیش هست؛ کلا تا پشت فرمونش نشینی متوجه نمیشی چه احساسی نسبت به جاده داری




طبقه بندی: روزنوشت های سردار اسلام(لیسانس وظیفه)،
[ پنجشنبه 13 تیر 1392 ] [ 00:00 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
دیروز بر طبق روال هر روزه رفتم پادگان و همین طور که داشتم جناب محترم موتور رو پارک می کردم یه سرباز پایه بالا هم اومد که موتورش رو پارک کنه،
گفت: تقسیم شدین؟
گفتم هنوز نه،
گفت: میخوای بیای گروه موزیک؟
گفتم نه این لهو و لعب بازیا به ما نیومده،
گفت خوبه ها،
گفتم نه دست شمو درد نکنه؛
یهو یکی ازمون پرسید حالا تو سربازی چکار میکنی بعد عمری آبروداری نگیم اومدیم سربازی قرطی گری

سربازی همش راحتی نیست، کارای سخت هم داره، مثلا همین دیروز از حدود ساعت 10:15 زیر سایه درخت دراز کشیدیم تا اینکه احساس کردیم گرممون شده، دیدیم آفتاب اومده و مزاحم انجام امور محوله شده، بعدش یواش یواش مهیای اقامه صلاة گشتیم.




طبقه بندی: روزنوشت های سردار اسلام(لیسانس وظیفه)،
[ پنجشنبه 6 تیر 1392 ] [ 11:10 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
عزیز دلی که با اسم حمید با آدرس http://myanswers.ir چند مرتبه ای پیام گذاشتید، بنده تمایلی به عضویت در هیچ سایت و انجمنی نداشته و ندارم، لطفا در این زمینه برای من هیچ پیامی نگذارید

[ یکشنبه 2 تیر 1392 ] [ 10:21 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
امروز فصل جدیدی از زندگی رو آغاز کردم، و صبح زود از خواب و خوراک زدم! و راهی خدمت مقدس سربازی شدم، توی برگ اعزام نوشته شده بود ساعت 7؛ اما بعد از صرف صبحانه و سر کیف ساعت 9 با جناب محترم موتور راهی شدم
امروز چون زیاد نگهمون داشتن و قبل از 3 خونه بودیم، دیگه مراتب عذرخواهی رو به حضورمون ابراز داشتن و گفتن دیگه نمیخواید بیاید تا کارت بیاد دم در منزلمون! حالا این که مزاح بود، اما هنوز نرفته دو روز تعطیل شدیم؛ هوراااااااا
از بس که پا قدممون هم خیر بود راننده اتوبوس ما مالید به یه ماشین بیت المال دیگه و اوضاع خنده
از امروز با تحویل لباس و سایر اقلام استحقاقی به سمت سرباز نایل شدم؛ لیکن با عبور گروه ما از کنار سایر سربازان پایه بالا با واژه هایی همچون یقلوی، سوپر، بوی واکسن میاد و... آشنا شدیم.
راستی اسمش رو الکی میگن آش خوریه ها، هیچی بهمون ندادن بخوریم، ناهار هم اومدیم خونمون؛ گفتیم حداقل تا یه مدتی کمتر به خونه خسارت مالی میزنیما؛ من آش میخوااااااااااام

آدرس سایت فروشگاه رو توی لینک ها اضافه کردم، طراحیش البته حرفه ای نیست، دیگه به بزرگی خودتون ببخشید، آخه فتوشاپ بلد نیستم





طبقه بندی: روزنوشت های سردار اسلام(لیسانس وظیفه)،
[ شنبه 1 تیر 1392 ] [ 20:04 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
پیش بینی آمدن جلیلی و کناره گیری لنکرانی به نفع وی؛ رد صلاحیت مشایی؛ کناره گیری عارف به نفع خودش، ببخشید به نفع جریان اصلاحات و روحانی برایم حتمی بود، اما حدس میزدم که انتخابات با جلیلی،قالیباف و روحانی به دور دوم کشیده بشه، لیکن انتخابات در دور اول تمام شد!!!
از این که در فضای بحث سیاسی آن گونه که باید نیستم بسی خرسندم، چون مدت زیادی است حوصله ی این کارها را ندارم
شهید جهان آرا: بچه ها اگر شهر سقوط کرد آن را دوباره فتح میکنیم. مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند.
یکی از دوستان این عنوان رو برای یکی از پست های وبش زده بود که: "ژیلت داری؟"
سلام آزادی!
به سهم خودم به صحبت آقا و رای مردم احترام میزارم، اما از مردم انتظار بیشتری داشتم
انشاءالله که با این تصمیم مردم کشور طی 4 سال آینده رو به عدالت، پیشرفت، اقتدار خارجی و داخلی و حل مشکلات مردم پیش بره.

[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 01:01 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 50 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

درباره وبلاگ

تا که دست همه رو خدا گرفت
دل ما بوی امام رضا گرفت

***********************
دلم می خواست من هم مثل تو پرواز می کردم

به روی گنبد آقا پرم را باز می کردم

و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز می کردم

دلم می خواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه می داد

به کام من به دست مهربانش دانه می داد

دلم می خواست پروازی کنم در آسمانش

و یا ای کاش می شد تا شوم نامه رسانش

دلم می خواست تا با عشق مردم،
برایم نذر می کردن گندم...

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون