تبلیغات
جا مونده



قالب وبلاگ

گفتم شاید بهتر باشه قبل اینکه جواب رئیس محترم استان در رابطه با سئوالم  رو براتون بذارم ، سئوالی رو که از ایشون  پرسیدم رو برای شما هم مطرح کنم که یک وقت سوء تفاهمی به وجود نیاد چون به هر حال تعداد محدودی از دوستان داخل اون جلسه حضور داشتن و سایرین ممکنه در جریان نباشن

سئوال بنده : جناب آقای... شما که صحبت های انجام شده توسط دوستان در جلسه رو قبول دارید و به عنوان یکی از مسئولینی که در دولت دهم حضور دارید و معتقدید (!!!) که مسئولین باید پاسخگو ، بین مردم  و دردسترس باشند و مسئولین باید مردمی باشند پس چرا زمانی که بنده مدتی پیش با شما تماس گرفتم و شما رو آقای... خطاب کردم ، شما غضبناک شدید و با لحنی متفاوت و پرخاشگر گفتید :

" که شما درست صحبت نمی کنی من دکتر... هستم چند بار هم بهت گفتم رابطه ی استاد و شاگردی رو نگه دار ..."

آیا این رفتار با صحبت هایی که در جلسه کردید تناقض نداره ؟؟؟

همین...

که حالا بماند بعد از تماس تلفنی فوق با چه کسی صحبت کردن و چه دروغی رو بر علیه من مطرح کردن...(اگر لازم شد بعدا خواهم گفت)

که ایشون همون لحظه مقداری مِن مِن کردند و در پاسخ به سئوال من گفتند که :

"نمی دونم که چه طور بوده و تو چه حالتی بود فقط میدونم توی خیابون همت بودم  فکر میکنم و باتون تماس میگیرم"

(همون ساندویچ که توی  پست قبلی خدمتتون عرض کرده بودم – آخه مگه من پرسیده بودم که شما کجا بودید؟؟؟)


اما جوابیه

امروز صبح وقتی هنوز چشم از خواب باز نکرده بودم دیدم که جناب رئیس استان به قول خود وفا کردند و چند بار تماس گرفته اند ، هم از دفتر و حتی با موبایل شخصی خودشان(این رو فقط بعضی از رفقا متوجه میشن یعنی چی...)

خلاصه خوشحال بودیم از اینکه هنوز 24 ساعت از جلسه روز پیش نگذشته که تماس گرفته اند و می خواهند جواب تناقض رو بدهند(چه جوابی می خواهند  بدهند حتما جوابی مانند ساندویچ)

بعد از بیدار شدن از خواب و load شدن با دفترشان تماسی حاصل می کنی تا جواب رو بشنوی ، اما ظاهرا رفته اند جلسه و می فرمایند که تماس خواهند گرفت

یک ساعتی میگذرد و موبایل ما زنگ می خورد

بله جناب رئیس استان هستند

و جواب زیر رو میدهند :

"سلام  آقای...

صبح بخیر

عرضم حضور شما من خیلی روش فکر کردم

حقیقتا یادم نمیاد

و

.

.

و نمی دونم توی ماشین چه خبر بود و چه طور بود ولی میدونم توی ماشین بود ( مضمون : نمی دونم که توی چه شرایطی و کجا قرار داشتم که تلفنی این طوری صحبت کردم )

کی همرام بود نمی دونم

بحث چی بود باز نمی دونم !

به خاطر همین در هر صورت گفتم بهت زنگ بزنم فردا نگی که چرا زنگ نزدی به من قول دادی

اگر یادم اومد قطعا بهت زنگ می زنم (لطفا سعی کنید یادتان بیاد ، چون اگر یادتان نیاد باز هم مهم نیست و به سوال بنده ربطی ندارد ، به هر حال باز هم منتظر  هستیم)

.

.

.

در هر صورت انشاءالله که یادم میاد که شما قانع بشی...

ولی اگر یادم نیومد ، انسان باید رو به آینده نگاه کنه و انشاءالله در آینده اگر چیزی هم بوده جبران میشه (بچه ها حواستون جمع باشه شاید ما هم آدمه... شدیم)

.

.

.

سلام خانواده رو هم جسارتا برسونید (شما که توی جلسه گفتید ما رو نمی شناسید) "




طبقه بندی: اندر احوالات دانشگاهی به نام پیام نور،
برچسب ها: دم خروس یا قسم حضرت عباس (تناقض در گفتار و رفتار جناب رئیس محترم استان) ؛،
[ چهارشنبه 17 فروردین 1390 ] [ 00:44 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا که دست همه رو خدا گرفت
دل ما بوی امام رضا گرفت

***********************
دلم می خواست من هم مثل تو پرواز می کردم

به روی گنبد آقا پرم را باز می کردم

و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز می کردم

دلم می خواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه می داد

به کام من به دست مهربانش دانه می داد

دلم می خواست پروازی کنم در آسمانش

و یا ای کاش می شد تا شوم نامه رسانش

دلم می خواست تا با عشق مردم،
برایم نذر می کردن گندم...

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون