تبلیغات
جا مونده



قالب وبلاگ

عشق رسوایی محض است كه حاشا نشود

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

شرط اول قدم آن است كه مجنون باشیم

هر كسی در به در خانه ی لیلا نشود

دیر اگر راه بیفتیم، به یوسف نرسیم

سرِ بازار كه او منتظر ما نشود

لذت عشق به این حسِّ بلا تكلیفی ست

لطف تو شاملم آیا بشود؟ یا نشود؟

من فقط رو به روی گنبد تو خم شده ام

كمرم غیر درِ خانه ی تو تا نشود

هر قَدَر باشد اگر دورِ ضریح تو شلوغ

من ندیدم كه بیاید كسی و جا نشود

بین زوّار كه باشم كرمت بیشتر است

قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود

مُرده را زنده كُنَد خوابِ نسیم حرمت

كار اعجاز شما با دَمِ عیسا نشود

امن تر از حرمت نیست، همان بهتر كه

كودكِ گمشده در صحن تو پیدا نشود

بهتر از این؟! كه كسی لحظه ی پابوسیِ تو

نفس آخر خود را بكِشد پا نشود  

دردهایم به تو نزدیك ترم كرده طبیب

حرفم این است كه یك وقت مداوا نشود!

من دخیلِ دلِ خود را به تو طوری بستم

كه به این راحتی آقا گره اش وا نشود

بارها حاجتی آورده ام و هر بارش

پاسخی آمده از سمت تو، الّا نشود

امتحان كرده ام این را حرمت، دیدم كه

هیچ چیزی قسم حضرت زهرا نشود

آخرش بی برو برگرد مرا خواهی كُشت

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

محمد رسولی


آقاجون ما که نمیتونیم ادعا کنیم که جزء شیعیانتون هستیم، اما جز عاشقاتون چی؟ اونم ادعا نکنیم؟
***
صوتش رو انشاءالله اگر تا یکی دو روز آینده به دستم رسید، واستون آپلود میکنم
دعا یادتون نره...


[ شنبه 23 دی 1391 ] [ 01:16 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا که دست همه رو خدا گرفت
دل ما بوی امام رضا گرفت

***********************
دلم می خواست من هم مثل تو پرواز می کردم

به روی گنبد آقا پرم را باز می کردم

و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز می کردم

دلم می خواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه می داد

به کام من به دست مهربانش دانه می داد

دلم می خواست پروازی کنم در آسمانش

و یا ای کاش می شد تا شوم نامه رسانش

دلم می خواست تا با عشق مردم،
برایم نذر می کردن گندم...

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون