تبلیغات
جا مونده



قالب وبلاگ
دیروز بر طبق روال هر روزه رفتم پادگان و همین طور که داشتم جناب محترم موتور رو پارک می کردم یه سرباز پایه بالا هم اومد که موتورش رو پارک کنه،
گفت: تقسیم شدین؟
گفتم هنوز نه،
گفت: میخوای بیای گروه موزیک؟
گفتم نه این لهو و لعب بازیا به ما نیومده،
گفت خوبه ها،
گفتم نه دست شمو درد نکنه؛
یهو یکی ازمون پرسید حالا تو سربازی چکار میکنی بعد عمری آبروداری نگیم اومدیم سربازی قرطی گری

سربازی همش راحتی نیست، کارای سخت هم داره، مثلا همین دیروز از حدود ساعت 10:15 زیر سایه درخت دراز کشیدیم تا اینکه احساس کردیم گرممون شده، دیدیم آفتاب اومده و مزاحم انجام امور محوله شده، بعدش یواش یواش مهیای اقامه صلاة گشتیم.




طبقه بندی: روزنوشت های سردار اسلام(لیسانس وظیفه)،
[ پنجشنبه 6 تیر 1392 ] [ 10:10 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا که دست همه رو خدا گرفت
دل ما بوی امام رضا گرفت

***********************
دلم می خواست من هم مثل تو پرواز می کردم

به روی گنبد آقا پرم را باز می کردم

و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز می کردم

دلم می خواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه می داد

به کام من به دست مهربانش دانه می داد

دلم می خواست پروازی کنم در آسمانش

و یا ای کاش می شد تا شوم نامه رسانش

دلم می خواست تا با عشق مردم،
برایم نذر می کردن گندم...

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون