تبلیغات
جا مونده



قالب وبلاگ
دیروز و امروز دنبال کارای تعویض گواهینامه ماشین بودم، آخه اعتبارش دیگه داشت تموم میشد، بعد از کلی سر کیسه شدن و پول خرج کردن الکی و واریز فیش های بانکی، رفتم معاینه چشم که اونو یه بچه ابتدایی هم میتونست به جای اون دکتره انجام بده و ای کاش ما هم یه نمایندگی معاینه چشم بگیریم، آخه درآمدش بد نیست، یه 20-30 ثانیه نشون دادن این علامت E میشه به عبارتی 148000ریال که تا چند ماه پیش 115000ریال بود، مثل اینکه نرخ معاینه رو هم براساس سکه و ارز تعیین میکنن، اما راستی اونا هم که این روزا سیر نزولی داشتن، پس چرا این اوج گرفته؟
چند مدت پیش که اعتبار گواهینامه موتورم تموم شده بود و رفته بودم واسه تعویضش که یه 40 تومنی هم هزینه کردم (+) بهشون گفتم چند مدت دیگه گواهینامه ماشینم هم تمومه، اگر میخواد که اون رو هم تحویل بدم که همش تجمیع بشه، گفتن که نه، نمیشه و اگر اعتبار اون هم تموم شده باشه میشه این کار رو کرد؛ توی این دو روز بازم حدود 40-45 تومن هزینه کردم، وقتی پرونده و گواهینامه رو تحویل دادم، گفتن که باید گواهینامه موتورت رو هم بدی تا همش با هم تجمیع بشه و باید دوباره یه فیش 1000تومنی و یه 10000تومنی بریزی به حساب، آدم باید آخه به این سیستم اداری چی بگه؟ گواهینامه ای که چند ماه بیشتر تا اتمام اعتبارش نمونده رو اون موقع واسه تجمیع قبول نکردن، اما الان به زور باید گواهینامه ای که 10 سال اعتبار داره رو+هزینه اضافی تحویل بدی واسه تجمیع؛ آقاجون پول گرفتن از ملت راه های دیگه ای هم داره ها، اگر بلد نیستین بگید تا بگم بچه ها یادتون بدن (بعد پیگیری بهم گفتن که این بخشنامه چند هفته ایه که اومده؛ نمیدونم چرا همیشه بخشنامه هایی که به ضرر مردمه زود به زود تصویب و اجرا میشه، اما حالا اگر یه قانون نه بخشنامه به نفع مردم باشه تا بخواد اجرا بشه یه چند سالی طول میکشه!!!)
در اصل هیچ کدوم از این هزینه ها رو نباید انجام میدادم و کافی بود همون گواهینامه موتوری که چند ماه پیش صادر شده بود رو تحویل میگرفتن و یه ستاره دیگه به دو تا ستاره قبلی اضافه میکردن، اما چه کنیم که اکثر کارهای اداری بدون فکر و برنامه ریزی داره پیش میره.

[ سه شنبه 26 شهریور 1392 ] [ 22:31 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا که دست همه رو خدا گرفت
دل ما بوی امام رضا گرفت

***********************
دلم می خواست من هم مثل تو پرواز می کردم

به روی گنبد آقا پرم را باز می کردم

و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز می کردم

دلم می خواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه می داد

به کام من به دست مهربانش دانه می داد

دلم می خواست پروازی کنم در آسمانش

و یا ای کاش می شد تا شوم نامه رسانش

دلم می خواست تا با عشق مردم،
برایم نذر می کردن گندم...

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون