تبلیغات
جا مونده



قالب وبلاگ
پیش بینی آمدن جلیلی و کناره گیری لنکرانی به نفع وی؛ رد صلاحیت مشایی؛ کناره گیری عارف به نفع خودش، ببخشید به نفع جریان اصلاحات و روحانی برایم حتمی بود، اما حدس میزدم که انتخابات با جلیلی،قالیباف و روحانی به دور دوم کشیده بشه، لیکن انتخابات در دور اول تمام شد!!!
از این که در فضای بحث سیاسی آن گونه که باید نیستم بسی خرسندم، چون مدت زیادی است حوصله ی این کارها را ندارم
شهید جهان آرا: بچه ها اگر شهر سقوط کرد آن را دوباره فتح میکنیم. مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند.
یکی از دوستان این عنوان رو برای یکی از پست های وبش زده بود که: "ژیلت داری؟"
سلام آزادی!
به سهم خودم به صحبت آقا و رای مردم احترام میزارم، اما از مردم انتظار بیشتری داشتم
انشاءالله که با این تصمیم مردم کشور طی 4 سال آینده رو به عدالت، پیشرفت، اقتدار خارجی و داخلی و حل مشکلات مردم پیش بره.

[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 01:01 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
خدا رو شکر که امروز انتخابات انجام شد تا موقتا تا دور دوم از شر پیامک های خودی و نخودی یه نفس راحت بکشیم

[ جمعه 24 خرداد 1392 ] [ 23:54 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
یه دلو با صد امیدو با هزار گناه آوردم
دل بی قراری که مونده میون راه آوردم

تو خریدار دلای خسته و شکسته هستی
با نگات بها میدی به دلی که سیاه آوردم

بعد اون توبه شکستن، چی دارم برای گفتن؟
تو سکوت شرم و حسرت، ذکر یا اله آوردم

هر چی هم از تو بریدم، از تو مهربونی دیدم
آخرش به تو رسیدم، به خودت پناه آوردم

همه دردامو میدونی، از توی چشام میخونی
دو تا چشم پر زحسرت، پی یک نگاه آوردم

تو کریمی یا که کوری، چی دارم غیر خجالت؟
هر چی بخشیدی بازم من، جرم و اشتباه آوردم

میدونم محرم رازی، با همه بدا میسازی
دل بده به حرفام امشب، قد یه چاه آه آوردم

منم اون ستاره ای که، همه ی شبو دویدم
واسه ی دیدن خورشید، رو به نور ماه آوردم

اگه که بد بودم اما، با خوبات خیلی نشستم
اشکای تو روضه های اربابو گواه آوردم


  • حاج مهدی-اعتکاف
  • بعضی وقتا از خیلی چیزا و خیلی افراد حالم به هم میخوره، علی الخصوص خودم، اطرافیانی که درک پایینی دارن و پوسترهای شورای شهر! (چند گزاره بی ربط)
  • دو تا جوجه اردک کوچولو واسه پسر داداشم گرفتن، توی حیاط واسه خودشون زندگی میکنن، خیلی خوشکل هستن و سرشار از پاکی و محبت.
  • ای کاش اول تیرماه زودتر میرسید و ای کاش هیچ اقدامی برای پذیرش نمیکردم تا یه جای پرت می افتادم تا کمی خلوت کنم و از آدم ها، شهر، تکنولوژِی و حتی آنتن موبایل دور باشم و این همه فاصله تا خدا رو کوتاه تر کنم.
  • باز هم رجب تموم شد و پرونده ی سیاه.
  • باز هم شب میلاد ارباب و دل تنگی عجیب هر ساله.
  • یا علی ابن موسی الرضا المرتضی...

[ سه شنبه 21 خرداد 1392 ] [ 19:29 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
خواهند اگر ببخشند از مجرمی گناهی

اول ورا نوازند با سوز و اشک و آهی

دریای عفو جوشد از اشک دردمندی

اوراق جرم سوزد از آه صبحگاهی

اینجا گناه بخشند کوهی به کاه بخشند

بیچاره من که با خود ناورده پّر کاهی

ای وای اگر برای افشای هر گناهم

گردند روز محشر هر عضو من گواهی

هر چند روسیاهم با آن همه گناهم

مشتاق یک نگاهم مولای من نگاهی

یارب چگونه سوزد آن کو در آستانت

رخسار خویش سوده بر خاک گاه گاهی

بار گناه سنگین ره منتهی به بن بست

در پیش رو ندارم جز باب تو به راهی

از من گنه بود زشت از تواست عفو، زیبا

ای عفو از تو زیبا العفو یا الهی

تن خسته پا شکسته درها تمام بسته

جز باب رحمت تو نبود مرا پناهی

عمری گناه کردم دل را سیاه کردم

من اشتباه کردم یارب چه اشتباهی

آلودگی دل را با اشک توبه شویم

تا در دلم نماند آثاری از گناهی

با کثرت گناهم مپسند روسیاهم

کاورده ام علی را در عین روسیاهی

مهر علی است (میثم) مهر نجات عالم

بی حب او نباشد طاعات جز تباهی



[ یکشنبه 12 خرداد 1392 ] [ 23:30 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
اسباب کشی و جابجا کردن وسایل و دوباره چیدن، کار سختیه؛ خدا به فریاد مستاجرا برسه؛ تو مدت یه شب تا صبح در حدود 6 ساعت اسباب کشی کردیم، همون شبی که زلزله اومد، وسطای اساب کشی بود که نیروی انتظامی مشکوک شده بود یه گشت موتوری اومد جلو خونه که سر و گوشی آب بده و کارت شناسایی خواست و از این حرفا، ما هم یه کارت نشونش دادیم که دیگه اون طرفا پیداش نشه!
بی اینترنتی هم در نوبه ی خودش بسی درد عظیمیست

امسال اعتکاف ثبت نام نکرده بودم، هم گیر کارای خونه بودم و هم هزینه ی بالای امسال و هم زندانی نفس، به هر حال عدم حضورم تقریبا به 100 درصد نزدیک بود، هر طوری که بود قسمت شد و خودم رو به مراسم نمیه شب اول و مناجات حاج مهدی رسوندم، خیلی مسجد خلوت تر از سال های قبل شده بود، چای هیئت رو خوردیم و توی مراسم شرکت کردیم و نمک گیر شدیم و خدا نگهمون داشت و از اونجایی که هنوز جا بود همون نمیه شب ثبت نام کردم و موندم، بدون هیچ گونه وسایل جانبی از قبیل پتو و ... ؛ جناب محترم موتور رو هم همون جا گذاشتیمش و سه روز مهمون خدا شدیم

[ دوشنبه 6 خرداد 1392 ] [ 06:32 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا که دست همه رو خدا گرفت
دل ما بوی امام رضا گرفت

***********************
دلم می خواست من هم مثل تو پرواز می کردم

به روی گنبد آقا پرم را باز می کردم

و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز می کردم

دلم می خواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه می داد

به کام من به دست مهربانش دانه می داد

دلم می خواست پروازی کنم در آسمانش

و یا ای کاش می شد تا شوم نامه رسانش

دلم می خواست تا با عشق مردم،
برایم نذر می کردن گندم...

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون