تبلیغات
جا مونده



قالب وبلاگ
یاد دوران دانشجویی بخیر، این طوری که من میگم یکی ندونه میگه 10-15 ساله که فارغ التحصیل شده. دو شب پیش شهرک گلستان بودم، دقیقا همون جایی که تو دوران دانشجویی، اون موقع هایی که قرار بود واسه بچه ها ناهار بگیریم (اکثرا ثبت نام راهیان نور و نمایشگاه ها) از اونجا ساندویچ میگرفتیم -اون موقع ها هنوز سلف اختراع نشده بود!- همون ساندویچایی که به قول بچه ها نصفش میرفت زیر میز (بچه های قدیمی در جریان هستن)؛ فروشنده میگفت چهرت خیلی آشناس، گفتم بابا ما چند سال پیش مشتری دائمت بودیم و هر روز 10-20 تا ساندویچ میگرفتیما، آخه اون موقع ها هم خیلی مشتری نداشت به خاطر همین چهره ما تو ذهنش ثبت شده.
ساندویچ کتلت توی نون هات داگی! آره داداش ما بچه ها رو این طوری گول میزدیم و به کار میگرفتیم؛ یادمه بچه ها اولش تعجب کرده بودن و فکر میکردن که واسشون هات داگ گرفتیم اما زهی خیال باطل، وقتی ساندویچ رو میخوردن می فهمیدن که چه کلاهی سرشون رفته، آخه ما همیشه شعارمون جمع کردن سفره ها بود؛ ولی خداییش یه بار از اصول کوتاه اومدیم و توی برگشتن از اردو جهادی که بچه ها روزه بودن واسشون چلو کباب گرفتیم، اونایی که بودن شاهدن...

[ جمعه 29 شهریور 1392 ] [ 22:54 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
دیروز و امروز دنبال کارای تعویض گواهینامه ماشین بودم، آخه اعتبارش دیگه داشت تموم میشد، بعد از کلی سر کیسه شدن و پول خرج کردن الکی و واریز فیش های بانکی، رفتم معاینه چشم که اونو یه بچه ابتدایی هم میتونست به جای اون دکتره انجام بده و ای کاش ما هم یه نمایندگی معاینه چشم بگیریم، آخه درآمدش بد نیست، یه 20-30 ثانیه نشون دادن این علامت E میشه به عبارتی 148000ریال که تا چند ماه پیش 115000ریال بود، مثل اینکه نرخ معاینه رو هم براساس سکه و ارز تعیین میکنن، اما راستی اونا هم که این روزا سیر نزولی داشتن، پس چرا این اوج گرفته؟
چند مدت پیش که اعتبار گواهینامه موتورم تموم شده بود و رفته بودم واسه تعویضش که یه 40 تومنی هم هزینه کردم (+) بهشون گفتم چند مدت دیگه گواهینامه ماشینم هم تمومه، اگر میخواد که اون رو هم تحویل بدم که همش تجمیع بشه، گفتن که نه، نمیشه و اگر اعتبار اون هم تموم شده باشه میشه این کار رو کرد؛ توی این دو روز بازم حدود 40-45 تومن هزینه کردم، وقتی پرونده و گواهینامه رو تحویل دادم، گفتن که باید گواهینامه موتورت رو هم بدی تا همش با هم تجمیع بشه و باید دوباره یه فیش 1000تومنی و یه 10000تومنی بریزی به حساب، آدم باید آخه به این سیستم اداری چی بگه؟ گواهینامه ای که چند ماه بیشتر تا اتمام اعتبارش نمونده رو اون موقع واسه تجمیع قبول نکردن، اما الان به زور باید گواهینامه ای که 10 سال اعتبار داره رو+هزینه اضافی تحویل بدی واسه تجمیع؛ آقاجون پول گرفتن از ملت راه های دیگه ای هم داره ها، اگر بلد نیستین بگید تا بگم بچه ها یادتون بدن (بعد پیگیری بهم گفتن که این بخشنامه چند هفته ایه که اومده؛ نمیدونم چرا همیشه بخشنامه هایی که به ضرر مردمه زود به زود تصویب و اجرا میشه، اما حالا اگر یه قانون نه بخشنامه به نفع مردم باشه تا بخواد اجرا بشه یه چند سالی طول میکشه!!!)
در اصل هیچ کدوم از این هزینه ها رو نباید انجام میدادم و کافی بود همون گواهینامه موتوری که چند ماه پیش صادر شده بود رو تحویل میگرفتن و یه ستاره دیگه به دو تا ستاره قبلی اضافه میکردن، اما چه کنیم که اکثر کارهای اداری بدون فکر و برنامه ریزی داره پیش میره.

[ سه شنبه 26 شهریور 1392 ] [ 22:31 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
هر قطاری در جهان از شوق،سوتش ممتد استــــــــــ

آرزویش بودنِ در خطِّ تهران-مشهد استـــــــــ

هر کسی دارد به دل یک آرزو در صحن تـــــو

آرزوی من ولی بوسیدن آن گنبد استــــ
منبع: تنهاترین زائر

خوش به حال کسی که تا حالا حرم نرفته به هزار و یک دلیل، دلم لک زده برای زل زدن به گنبد و صدای نقاره خانه، این یک دلیل هزار دلیل مابقی بماند

قبلنا میگفتیم: دل من گمشده است، هر کسی آن را یافت، بسپارد به امانات حرم
اما الان
دل من گم شده است در هیاهوی گناه، هر کسی آن را یافت بنماید به او راه حرم

 


[ یکشنبه 24 شهریور 1392 ] [ 14:35 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]

مشکل خـود منم که سلامم قبـول نیست ...

تقصیر گنبد و تـو و اذن دخول نیست …


********

همه دارند به سوی حرمت می آیند...

طبقِ معمول...منِ بی سر و پا ؛


جا ماندم ...
منبع: وبلاگ تنهاترین زائر

همیشه این شعر رو میخوندم:
بس که به مشهد اومدم
جاده ها بام رفیق شدن
چرا نمی رسم به تو
ثانیه ها دقیق شدن

اما دیگه جاده ها هم روشونو ازم برگردوندن و مسافت من تا حرم هزار و سیصد چهارصد کیلومتر نیست آقاجان، چند سالیست میان خودم و شما فاصله انداختم

یک سال دیگه هم از ورودم به فضای وب گذشت

[ یکشنبه 17 شهریور 1392 ] [ 23:15 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ دوشنبه 11 شهریور 1392 ] [ 23:08 ] [ جا مونده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا که دست همه رو خدا گرفت
دل ما بوی امام رضا گرفت

***********************
دلم می خواست من هم مثل تو پرواز می کردم

به روی گنبد آقا پرم را باز می کردم

و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز می کردم

دلم می خواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه می داد

به کام من به دست مهربانش دانه می داد

دلم می خواست پروازی کنم در آسمانش

و یا ای کاش می شد تا شوم نامه رسانش

دلم می خواست تا با عشق مردم،
برایم نذر می کردن گندم...

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون